سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
حوزه مجازی مهندس طلبه
 






درباره نویسنده
حکایتهای زیبا - نسل جوان
سخن آشنا
وبلاگی شاد و در عین حال علمی جهت پاسخگویی به سوالات با روشی کاملا جدید
آی دی مدیر نسل جوان
تماس با مدیر نسل جوان


آرشیو وبلاگ
حضرت ختمی مرتبت (ص)
اهل بیت ( علیهم السلام)
مهدویت
احادیث آموزنده
حکایتهای زیبا
نکات مذهبی
سوالات رسیده
انچه باید جوانان بدانند
نوشته های منتخب پارسی بلاگ
میزگردهای منتخب پارسی بلاگ
میزگرد ها
متفرقه
سوالات ازدواج
مقالات
مباحث و سوالات در مورد زنان
حقوق کودک
لطیفه ها
لینک ها
حرف دل
مباحث قرانی
نسل جوان در سایتها و وبلاگهای دیگر
محرم
نماز
آیت الله العظمی بهجت(ره)


لینکهای روزانه
گاهنامه نماز [235]
[آرشیو(1)]


لینک دوستان
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
جلوه های عاشورایی

مسافر عاشق
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
دوزخیان زمین
عاشق دلباخته
امیدزهرا
esperance
تکنولوژی کامپیوتر
شیلو عج الله
گاهنامه نماز
حزب اللهی مدرنیته
14 معصوم
موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
آتش عشق
تا ریشه هست، جوانه باید زد...
خلوت تنهایی
و خدایی که در این نزدیکی است
محمدرضا جاودانی
یا امام زمان (عج)
معلومات عمومی(پرسش و پاسخ )
شور دل
تمنای دل

موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
حکایتهای زیبا - نسل جوان

آمار بازدید
بازدید کل :318923
بازدید امروز : 63
بازدید دیروز129
 RSS 



در کل اینترنت
 در این سایت

حضرت امام (ره)

سلام
ضمن تسلیت 14خرداد سالروز وفات حضرت امام راحل (ره)   آیت الله خائفی از شاگردان حضرت امام در خاطرهای میگوید: پس از آزادی حضرت امام و ورود ایشان به قم در سال 1341، تمام محلّه های قم برای آزادی امام جشن گرفتند و به منزل ایشان رفتند به گونه ای که منزل حضرت هر روز مملوّ از جمعیّت بود. حضرت آیت الله العظمی بهجت نیز از کسانی بود که به منزل امام تشریف می بردند و مدّتی سرپا بر درِ یکی از حجرات ایستاده و سپس حرکت کرده و از منزل امام خارج می شدند. به ایشان پیشنهاد شد که برای شما با این شخصیّت، شایسته نیست که بیرون اطاق بایستید، دست کم در داخل اطاق بنشینید. ایشان در جواب فرمود: من بر خود فرض می دانم که جهت تعظیم این شخصیّت ارزنده، به اینجا آمده و دقایقی بایستم و سپس بازگردم .
به نقل از سی دی حکایت در هدایت (1)
التماس دعا



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 3:42 عصر روز جمعه 88 خرداد 15
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

با سلام وتسلیت سالروز شهادت ام ابیها فاطمه زهرا فاطمه زهرا (سلام الله علیها )در مورد حضرت فاطمه هر چقدر بگوییم کم گفته ایم لذا فقط به این نکته اکتفا می کنم که فاطمه مجلله ای بود که پیامبر هر زمان مشتاق بوی بهشت می شدند او را می بوییدند و می فرمودند (هر گاه فاطمه را می بوسم بوی درخت طوبی را از وی استشمام می کنم )

اهمیت حجاب در دیدگاه فاطمه زهرا (سلام الله علیها )

روایت شده است که بانو فاطمه (علیها سلام ) به اسما بنت عمیس فرمودند : من آنچه را که به پیکر زنان (به هنگام مرگ ) می سازند زشت می انگارم جامه ای را بر او می افکنند که ان پیکر را به هر بیننده ای می نمایاند و ....

اسما گفت : وقتی من در سرزمین حبشه بودم دیدم انها چیزی را می ساختند شاید شما را به شگفتی بیاورد می خواهید ان را برای شما بسازم ؟ حضرت پاسخ فرمود : اری

اسما تختی را طلبید و ان را واژگون بر زمین نهاد و سپس چند چوب خواست و انها را بر پایه های تخت محکم کرد . بعد هم پارچه ای به روی ان کشید و گفت : این طور دیدم درست می کنند .

فاطمه (سلام الله علیها ): مانند همین را برای من بساز . مرا بپوشان خداوند تو را از آتش بپوشاند .

همچنین روایت شده است که وقتی بانو شکل ان تصویری را که اسما ساخته بود را دید تبسمی بر لب اورد و تا ان زمان به غیر از همان لحظه خنده بر لبش نیامده بود و فرمود این چه زیبا و نیکو است . در ان نمی توانند زن را از مرد تشخیص دهند .

یا حق



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 10:44 عصر روز چهارشنبه 88 خرداد 6
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید


مردی را فیل مستی دنبال کرده بود، او می گریخت و فیل در تعقیب او بود،تا اینکه فیل به او رسید.آن مرد از ترس داخل چاهی شد و در میان چاه به دو شاخه که در کنار چاه روییده بودند چنگ زده و آویزان شد.ناگهان متوجه شد که دو موش بزرگ که یکی سفید و دیگری سیاه مشغول قطع کردن ریشه های آن دو شاخه هستند

نظری به زیر پای خود افکند ، دید چهار افعی سر از سوراخ های خود بیرون آورده اند ، و چون نظری به قعر چاه انداخت دید اژدهایی دهان گشوده که هر کس به چاه می افتد او را می بلعد . چون بالای سر خود را نگاه کرد دید  که سر آن دو شاخه کمی  عسل  است،پس مشغول لیسیدن عسل شد و لذت شیرینی عسل او را از آن مارها که نمی داند چه وقت او را خواهند گزید و از مکر آن اژدها که نمی داند وقتی در دهان آنها بیفتد چه اتفاقی می افتد غافل  گردانید.

دوستان  این چاه،  چاه دنیاست که پر است از آفتها و بلاها و مصیبتها و آن دو شاخه عمر آدمی است و آن دو موش سیاه و سفید شب و روز هستند که عمر آدمی را پیوسته پیش برده و به پایان می برند. و آن چهار افعی اخلاط چهارگانه اند،(سوداء،صفراء و بلعم و خون) هستند که به منزله زهرهای کشنده ای هستند که آدمی نمی داند چه وقت آنها به هیجان می آیند و صاحب خود را  می کشند ، و آن اژدها مرگ است، که منتظر است و پیوسته در طلب انسان است، و آن عسل که فریفته شده بود و او را از همه چیز غافل کرده بود، لذت ها و خواهش ها و نعمت ها و عیش های دنیاست.(1)

عزیزان  برای غفلت آدمی از مرگ و هول و هراس های پس از آن و اشتغالش به لذّات زودگذر و فانی دنیا ،  این مثال مثال خوبی  است پس شایسته است که خوب در آن دقت و فکر کنیم  

1)  عین الحیات ،جلد 1 ،  ص 526



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 7:5 عصر روز دوشنبه 88 اردیبهشت 21
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

با سلام

 شهید مطهری می گوید در سالهایى که در قم مشغول تحصیل بودمشخصى از خطباى معروف ایران به قم آمد، و اتفاقا حجره بنده را براى دید و بازدید خود انتخاب نمود.
در این ایام یکى از افراد ایشان را در وقت نامناسبى به خانه آیت اللّه بروجردى برده بود و آن موقع درست هنگامى بود که مرحوم آقاى بروجردى به مطالعه مینمود  ، چون  معظم له ساعتى بعد مى بایست تدریس مى فرمودند. در ضمن برنامه مرحوم آقاى بروجردى این بود که در وقت مطالعه هیچ کس را نمى پذیرفتند.
در مى زنند و مى گویند: به آقا بگویید فلانى به ملاقات شما آمده است .
آن شخص  برمى گردد و مى گوید: آقا فرمودند من فعلا مطالعه دارم ، وقت دیگرى تشریف بیاورید.
آن شخص محترم هم برمى گردد و اتفاقا همان روز به شهر خود مراجعت مى نماید. شهید می گوید : همان روز موقعى که آیت اللّه بروجردى براى درس آمدند من را در صحن دیدند و فرمودند : بعد از درس براى دیدن فلانى به حجره شما مى آیم

گفتم : ایشان رفته اند.
فرمود: پس وقتى که ایشان را دیدى بگو: حال من وقتى تو به دیدن من آمدى مانند حال تو بود، وقتى مى خواهى براى ایراد سخنرانى آماده شوى ، من دلم مى خواست هنگامى با هم ملاقات کنیم که حواسم جمع باشد و با هم صحبت کنیم در حالى که آن موقع من مطالعه داشتم و مى خواستم براى درس بیایم .
پس از مدتى آن شخص را ملاقات کردم ، و شنیده بودم که بعضى از افراد وسوسه کرده و به او گفته بودند:
تعمدى در کار بوده که به تو توهین شود و تو را از در خانه برگردانند.
من به آن مرد محترم گفتم : آیت اللّه بروجردى مى خواستند به دیدن شما بیایند و چون مطلع شدند که شما حرکت کردید معذرت خواهى نمودند.
آن مرد در جواب من گفت : نه تنها که این موضوع یک ذره به من برنخورد بلکه خیلى هم خوشحال شدم زیرا ما اروپاییها را مى ستاییم که مردمى صریح هستند و رودرواسى هاى بیجا ندارند. من که قبلا از ایشان وقت نگرفته بودم و لذا از صراحت ایشان خیلى خوشم آمد آیا این که ایشان بدون تعارف فرمودند حالا من کار دارم بهتر بود یا اینکه با ناراحتى مرا مى پذیرفت و دائما در دل خود ناراحت بود و با خود مى گفت این بلا چه بود که بر من نازل شد وقت مرا گرفت و درس مرا خراب کرد؟! اتفاقا من بسیار خوشحال شدم که در کمال صراحت و رک گویى مرا نپذیرفت . چقدر خوب است مرجع مسلمین اینطور صریح باشد.

به نقل از : مسئله حجاب ، ص 117 و  118



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 10:23 عصر روز یکشنبه 88 اردیبهشت 13
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

کبوتر

سلام

یکى از دزدان معروف بود یک شب از دیوار خانه اى بالا  رفته  روى دیوار صدای مرد عابدی که صداى آرام  قرآن خواندنش فضا را عطر آگین کرده بود را می شنود :الم یاءن للذین آمنوا تَخشع قلوبهم لذکر اللّه آیا وقت آن نرسیده که مدعیان ایمان قلبشان براى خدا نرم و آرامشود؟ یعنى تا کى قساوت قلب ، تا کى تجرى عصیان ، تا کى پشت به خدا کردن ؟ آیاوقت رو برگرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسیده است

فضیل بن عیاض همین که این آیه را شنید، انگار مخاطب شخص او است ،  گفت : خدایا چرا چرا وقتش رسیده از دیوار پایین آمد و دزدى ، شراب ، قمار، و ....راکنار گذاشت . و تاجایی که ممکن بود  اموال مردم را به خودشان  پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و ..... تا بجایى که بعدها یکى از بزرگان گردید، نه فقط مرد باتقوایى شد بلکه مربى و معلمى نمونه براى دیگران گردید.
(گفتارهاى معنوى ، صص 228 – 226)


نویسنده » سخن آشنا » ساعت 12:1 عصر روز پنج شنبه 88 اردیبهشت 3
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

 


روی تو قبله گاه دل لطف تو شمع راه دل

آستانت پناه دل ، ای دل بیدلان سلام !

آن که مهر تو برگرفت وزغمت شور و شر گرفت

بی کران زیر پر گرفت ،بر تو تا بی کران سلام !


با سلام و عرض تسلیت سالروز شهادت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )


درنوروز سال 1306 هجری شمسی زن رضاخان به همراه عده ای از زنان دربار ، بدون حجاب و با آرایش زننده به حرم حضرت معصومه (س) وارد شدند در این هنگام آیت الله مجاهد شیخ محمدتقی بافقی در مقابل این هتک حرمت ایستاد و اعتراض نمود . وقتی خبر به رضا خان رسید به قم  آمد با چکمه وارد حرم شد و آیت الله بافقی را احضار نمود و پس از ضرب و شتم به ری تبعید کرد.یکی ازبزرگان قم آن شب به محضر حضرت بقیه الله الاعظم (روحی له الفداه) شرفیاب شد و دید که آن حضرت عازم تهران است و پیش از حرکت به حرم حضرت معصومه (س) روی نموده و فرمودند : السلام علیک یا عمتی المظلومه ، لعن الله قوما هتکوا حرمتک و کسروا حصنک ؛ سلام بر تو ای عمه مظلومه ام ! خدا لعنت کند گروهی را که به حریمت جسارت کردند و بست تو را شکستند ( زندگانی کریمه اهل بیت ( ع) ص209)

التماس دعا



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 5:44 عصر روز چهارشنبه 88 فروردین 19
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

با سلام 

حرکات عجیب و غریبی انجام می داد بعضیها رو هم مرید خودش  کرده بود  البته اون بیچاره ها هم حق داشتند کارهاش غیر عادی بود دوستی رو دیدم که داره میگذره صداش کردم تو نمیخوای ببینی ؟ گفت در این دوره زمونه ، اینکارها اتلاف وقته و آنهایی که دور و بر چنین افرادی رو میگیرند عقل درست و حسابی ندارند  ناراحت شدم خیلی ممنون دستت درد نکنه یعنی من هم .....؟

گفت : ناراحت نشو  ولی این واقعیت است بیا تا واقعیتی را به تو بگویم در یکی از  روزها  از امام هادی ( علیه السلام )  سوال کردم : چرا خدا به هر پیامبری معجزه ای متمایز داده مثلا به حضرت موسی عصای سحر آمیز ، حضرت عیسی زنده کردن مرده ها و به پیامبر قران ؟ حضرت فرمود : زمانی که خدا حضرت موسی را به پیامبری برگزید مردم دوستدار سحر و جادور بودند آن حضرت با قدرت خدا عصایش را به اژدها تبدیل کرد و سحر جادوگران را خنثی نمود.

در زمان حضرت عیسی علم پزشکی پیشرفت داشت به همین خاطر مردم به طبیبان توجه نشان می دادند و بدون چون و چرا از آنان پیروی می کردند آن حضرت به قدرت خدا امراض درمان ناپذیر راشفا می داد حتی مرده ها را زنده می کرد .

پیامبر ما زمانی که به رسالت برانگیخته شد سخنرانی و شعر و خطابه حرف اول را می زد. حضرت کلام خدارا بازبانی فصیح و درعین حال ساده برای مردم می خواند و موعظه می کرد ، به گونه ای که سخنانش از خطابه همه سخنرانان برتر بود

گفتم راستی ابن سکیت !در زمان ما چرا چنین اتفاقاتی  نمی افتد ؟ ما باید چگونه راه را از چاه بشناسیم ؟

اتفاقا همین سوال را از امام پرسیدم . فرمودند : باعقل سلیم که بدان بتوان صداقت ودروغ گویی و نفاق را شناخت و از روی بی عقلی ،دنباله رو هر کسی نشد ( اصول کافی، دار صعب و دار التعاریف ،چاپ چهارم، بیروت ، 1401ق ،  ج 1 ص 24ح 20)



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 5:40 عصر روز چهارشنبه 88 فروردین 19
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

با سلام و عرض تبریکسال جدید خدمت شمادوستان عزیز درشکفتن جشن نوروز برایتاندر همه سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم.

خواستگار شایسته

یکی ازیاران امام جواد ( علیه السلام ) نامه ای نوشته و عرض کرد :" مردی خواستگار دخترم است درمورد شرایط خواستگار خوب چه می فرمائید ؟"

حضرت در جواب فرمودند : "هر خواستگاری که دینداری و امانتداری او را پذیرفتید - ازهرطبقه و صنفی که باشد ،-او را به دامادی قبول کنید ."و در ادامه آیه 73 سوره انفال را فرمودند :" .....إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبیر" اگر این دستور را انجام ندهید فتنه و فساد عظیمی در روی زمین روی میدهد ."

کنایه ازاینکه درازدواج جوانها آسان بگیرید چون اگرراه ازدواج مشکل باشد فتنه و فسادزیاد خواهد شد درحالی که زمینه فساد را خودشما آماده کرده اید ( من لایحضر الفقیه /3/284)

التماس دعا



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 5:35 عصر روز چهارشنبه 88 فروردین 19
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

1

 ضمن سلام و تبریک میلاد  حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و امام صادق (علیه السلام) روزی حضرت موسی ( علیه السلام ) در کوه طور ، به هنگام مناجات عرض کرد : ای پروردگار جهانیان !
جواب آمد : لبیک!
سپس عرض کرد : ای پروردگار اطاعت کنندگان!
جواب آمد :‌لبیک!
سپس عرض کرد :‌ای پروردگار گناه کاران !
موسی علیه السلام شنید :لبیک، لبیک ، لبیک!
حضرت گفت : خدایا  به بهترین اسمی صدایت زدم ، یکبار جواب دادی ؛ اما تا گفتم : ای خدای گناهکاران ، سه مرتبه جواب دادی ؟
خداوند فرمود : ای موسی ! عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به کار خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند ؛ اما گناهکاران جز به فضل من پناهی ندارند . اگر من هم آنها را از درگاه خود ناامبد گردانم به درگاه چه کسی پناهنده شوند ( قصص التوابین ، ص 198)
ماهم دستان خود را  به نشانه دعا بالا می بریم و می گوئیم ای خدای گناهکاران به احترام این روزها که ایام ولادت فرستاده ات حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله)  و حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می باشد از گناهان ما درگذر و در ظهور آقا و مولامون امام زمان ( روحی له الفداه ) تعجیل بفرما
التماس دعا

 

2



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 5:32 عصر روز چهارشنبه 88 فروردین 19
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

 

باسلام
ناپلئون  درسفری که به مصر داشت به کتابخانه ای رفت  و . مترجم قرآن را باز کرد و این آیه آمد: ان هذا القرآن یهدى للتى هى اءقوم و یبشر المؤ منین ( سوره اسراء آیه 9) براستى که دین قرآن هدایت مى کند بآنچه درست و محکمتر است و بر مؤ منان بشارت مى دهد
وقتى مترجم این آیه را خواند و ترجمه کرد؛ از کتابخانه بیرون آمد و شب را تا صبح بفکر این آیه بود. صبح باز به کتابخانه آمد و مترجم آیاتى دیگر از قرآن را برایش ترجمه کرد.
روز سوم هم مترجم از قرآن براى او خواند و ترجمه کرد
ناپلئون در مورد  قرآن سئوال نمود.
 گفتند : مسلمانان معتقدند که خداوند قرآن را بر پیامبر آخرالزمان محمد( صلى الله علیه و آله وسلم) نازل کرده است و تا قیامت کتاب هدایت آنان است .
ناپلئون گفت : آنچه من از این کتاب استفاده کردم اینطور احساس نمودم که
1) اگر مسلمین از دستورات جامع این کتاب استفاده کنند روى ذلت نخواهند دید.
2) تا زمانیکه قرآن بین آنها حکومت کند، مسلمانان تسلیم ما  نخواهند شد؛ مگر ما بین آنها و قرآن جدائى بیفکنیم
منبع: رهنماى سعادت جلد 2ص  478 - هماى سعادت ص 96 به نقل از کتاب یکصدموضوع پانصدداستان ، سید علی اکبر صداقت)
التماس دعا



نویسنده » سخن آشنا » ساعت 6:27 عصر روز دوشنبه 87 اسفند 12
داغ کن - کلوب دات کام دوستان کلوب لطفا داغ کنید

   1   2   3   4   5   >>   >